زلزله در آیات و روایات

13:57 1396/09/30 :: شناسه مطلب:728
 در فرهنگ اسلامى ، گناه باعث بلاست و بلا، تذکر و هشدار خداى رحمان است که عده اى با مشاهده بازتاب طبیعى اعمال زشت خود در عالم ، توبه کنند و بازگردند

نام نویسنده :میرستار مهدیزاده

پیش گفتار

 پس از زلزله ویرانگر بم ، مهم ترین سوال عموم مردم ، این بود که چرا این اتفاق بزرگ رخ داد؟ چه عوامل یا حکمتى مى تواند در چنین حادثه دهشتناکى موجود باشد؟! و آیا...؟

 در جواب باید گفت که در آیات قرآن و روایات و ادعیه و همچنین در سیره انبیاء و ائمه (علیه السلام ) که بالاترین نوع بلا را چشیده و صبر نموده و تربیت شده اند، بهترین جواب ها و بالاترین تحلیل ها عرضه شده است .

 در فرهنگ اسلامى ، گناه باعث بلاست و بلا، تذکر و هشدار خداى رحمان است که عده اى با مشاهده بازتاب طبیعى اعمال زشت خود در عالم ، توبه کنند و بازگردند و خود را از ادامه مسیر هلاکت بار و نابود کننده گناه ، و از شقاوت ابدى برهانند. لذا بلایا، هشدارى از روى رحمت خداست و دعوتى عملى براى جامعه گناه آلوده است که دامنى بتکانند. بلازدگى عمومى ، جراحى تلخ جامعه آلوده و معلول گناه زدگى عمومى است .

 بلاى خدا، تذکرى عمیق براى آن هایى است که گوش شنیدن نداشته اند، تا شاید با چشیدن بیدار گردند. بلا در معارف اهل بیت ، هدیه و نردبان ترقى براى مومن ، و کفاره و عامل پاک سازى براى گنهکاران ، کیفرى هشدار دهنده براى دیگران است .

 قرآن براى موضع گیرى در برابر بلایا، دیدگاه خاص و راهى روشن و پر فایده ارایه مى دهد. این که در ارزیابى هایمان ، بلا را عامل گناه معرفى نماییم ، انتقاد خشم آلود قرآن را در بر دارد، زیرا قرآن ، انسان ها را به سوى بازگشت ، توبه و پندپذیرى در مقابل بلا دعوت مى کند. قرآن ، بلا را در سایه گناه مى داند و عامل هر گرفتارى را، گناه فرد گرفتار یا اطرافیان او مى داند و بس ! و توصیه مى نماید که با مشاهده بلا، تنها یقه گناه و گنهکاران را بگیرید.

 در فرهنگ دینى ، مسبب حوادث طبیعى ، گنهکاران جامعه و همراهان و زمینه سازان آنها و راضیان به کار آن ها هستند. در فرهنگ قرآنى ؛ نظریه پردازان گناه ، قانون گذاران حمایت از گناه و ترویج دهندگان گناه و فساد، عامل تمامى بلایاى اقتصادى ، و فرهنگى و طبیعى معرفى مى گردند.

 زلزله ؛ همچون سیل ، گردباد، آتشفشان ، خشکسالى ، صاعقه ، بیمارى و...، یکى از حوادث طبیعى و قدیمى دنیاست . زلزله ، همیشه بوده و خواهد بود؛ براى همه ؛ چه خوب و چه بد، چون یک قانون عمومى حاکم بر هستى است که حتى بعد از تمام شدن دنیا و در قیامت نیز از بزرگ ترین نشانه هاى قیامت است :

 یا ایها الناس اتقوا ربکم ان زلزلة الساعة لشى ء عظیم (حج ، 1)

 پس نباید از وقوع یک قانون عمومى تعبیه شده در دل هستى تعجب نمود.

 حقیقت دنیا؛ در آمیخته با بلا، فنا و تلخى هاست و این میدان امتحان و عرصه رشد و حرکت است . این دنیا جاى آرامش و آسایش و لذت دائمى نیست .

 دنیا، محل تولد و رشد و تکامل جسمى و روحى انسان ، و نیز جایگاه شکوفایى استعدادهاى ذاتى و فطرى انسانها و همه موجودات است و این شکوفایى ، جز با تحرک و تکاپو و خروج از ایستایى و سکون دست یافتنى نیست . حوادث هر چقدر بزرگ و سنگین باشند، به نسبت بزرگى و سنگینى ، انسان و جامعه را به حرکت و تکاپو وادار مى کنند؛ چرا که بلا دیده ، جز عکس العمل چاره دیگرى ندارد و حتى سکون و سکوت در برابر حادثه نیز اثر گذار و تعیین کننده مى گردد.

 اما آنچه بعد از وقوع حوادث بزرگ مهم است ، نوع انتخاب گزینه ها و کیفیت انفعال و عکس العمل انسان هاست که به رشد یا سقوط مضاعف آن ها منجر مى شود.

 معارف اسلامى ، بشر را به سوى تطابق با قوانین و سنن الهى جارى در ملکوت هستى و ملک دنیا فرا مى خواند، تا میزان تعارض و در نتیجه شکست بشر را به حداقل برساند.

 معارف اسلامى ، بشر را به سوى هدف انسانى که کمال او فقط در گرو آن است ، سوق مى دهد و آن آمادگى براى بهتر مردن است ، نه مبارزه با مرگ و فرار از مرگ و در نتیجه گرفتار شدن در جنگ مرگ حتمى در نهایت وحشت !

 معارف اسلامى ، مرگ را به عنوان ختم همه چیز، پدیده سیاه و تلخ ، و اتفاق ناگوار معرفى نمى کند، بلکه به عنوان سفر، حرکت ، تغییر خانه ، رهایى از دنیاى پر بلا، میهمانى عالم اعمال خویشتن و خلاصه دعوت در سالن پذیرایى اعمال خود انسان از خویشتن ، معنى مى نماید. البته براى مومنان خالص و اولیاى خدا، مرگ را روز دیدار خدا، وصال عاشق و معشوق ، اتمام رنج و آغاز همه آسایش ها، شروع بهشت ، روز دریافت جایزه و خلاصه شیرین ترین حادثه دنیا را همان لحظه دیدار و لقاء الله معرفى مى نماید. و این نوع نگرش به مرگ ، باعث مى شود که :

 در روان و روح انسانها، فضایل (مثل صبر، شکر، آرامش ، خوش بینى به عالم ، زندگى با رضایت و امثال آن ) پدید آید. و در عرصه هستى ، حماسه هایى (مثل شهادت ، ایثار، احسان ، اعمال صالح ، کمک به دیگران ، جان فشانى و معامله با خدا) اتفاق افتد.

 این نوع نگرش دینى به پدیده مرگ ، زندگى آرام و سرزنده و انسانهاى صبور در بلا و شکور در نعمت ، و شهیدانى عاشق شهادت پرورش مى دهد.

 این جهان بینى ذاتا تحمل در بلا را بسیار بالا مى برد و رویارویى با حوادث سنگین را ممکن مى سازد و هر چه سختى بالاتر مى رود، فضایلى مثل صبر افزایش مى یابد.

 هر چه شدت تاثیر حادثه عمیق تر و وسیعتر باشد، عمق اثرگذارى و حرکت آفرینى آن بیشتر خواهد بود و لذا حوادث سهمگین طبیعى ، به حرکتهاى سریع فردى یا اجتماعى مى انجامد.

 اما حرکت و شتاب در تکامل همیشه به سوى کمالات و فضایل انسانى نیست ، بلکه نوع حرکت بسوى کمال یا شقاوت و به عبارت دیگر صعود یا سقوط را، انتخاب انسانها رقم مى زند.

 مثلا در یک حادثه بزرگ ، وقتى همه افراد خانواده فردى ، از دنیا به آخرت رهسپار مى گردد، این فرد مى تواند با صبر شایسته ، فضیلتى با شکوه بیافریند یا با نهایت بى تابى و جزع ، به ناسزا گویى و حتى کفر گویى بپردازد! در هر دو صورت ، در حوادث ، تکوین و رشد انسان شتاب مى گیرد.

 گفتنى است که عکس العمل در حوادث بزرگ ، بیش تر غیر ارادى است و هر چه در باطن هست ، آشکار مى شود. حوادث بزرگ نمونه اى کوچک از قیامت است که با ایجاد فشار و وارد کردن شوک ، باطن را آشکار مى سازد و انسان آن گونه عکس العمل نشان مى دهد که در حقیقت همان طور هست و ملاحظه ها، تعارفها، دو رویى ها و قراردادهاى اعتبارى ، به دلیل شدت تاثر روحى و عظمت حادثه رنگ مى بازد و باطن ها آشکار مى گردد.

 حوادث بزرگ ؛ آزمون بزرگ ، درون سنجى ، نجات جامعه از ایستایى و حرکت به سوى فضایل و احیاى جامعه از لحاظ فضیلت آفرینى است . بلادیدگان با صبر، از بلا رستگان با شکر، چشم هاى ناظر دیگران با یارى و احسان ، همگى با هم در امتحان فضیلت بزرگ خدا، مسابقه پیروزى و کمال برگزار مى کنند و نتیجه این آزمون ، تکامل و بزرگ شدن روح و علاوه بر آن ، اجرهاى اخروى است .

 از این رو امام صادق (علیه السلام ) مى فرمایند:

 المومن صبور فى الشدائد، وقور فى الزلازل ، قنوع بما اوتى ، لا یعظم علیه المصائب

((مومن ، صبور در سختى ها، با وقار در زلزله ها و تحولات ، و قانع به عطا مى باشد و مصائب بر او بزرگ نمى آید.))

 چه نیکو است که در لحظه هاى تاثیر عمیق ، بار دیگر مسیر خود را مورد بازنگرى قرار دهیم و اگر در مسیر الهى قدم بر مى داریم ، بر حرکت خود شتاب بخشیم و در راه درست خود استوار و محکم و پابرجا بمانیم و بر ثبات خویش بیفزاییم ، و اگر خداى نکرده در راهى انحرافى و غیر مورد رضاى خدا فرو غلتیده ایم ، بدون از دست دادن حتى یک ثانیه ، توبه کرده و به سوى خدا باز گردیم . پند گیریم تا نجات یابیم .

 پند دیگر، یاد آورى زلزله بزرگ قیامت است ، که فقط مى توانیم با نگاه به آثار مخرب زلزله هاى کوچک دنیا، بزرگى آن را مجسم کنیم ؛ زلزله اى که کوه را مثل پشم زده نرم مى سازد، دریاها را به تلاطم و جوشیدن مى اندازد، زمین را زیر و رو و صاف مى کند و مردم از همدیگر فرار مى کنند و مادر با همه مهربانى ، بچه را مى اندازد و به فکر خویش است .

 آرى ، تنها با اعمال صالح و خدا پرستى و اطاعت از خداست که مى توان خود را از معرض وحشت روز قیامت رهانید و در سایه سار امن عرش الهى ، در کنار اولیاى خدا، حیاتى جاودان در بهشت برین داشت .

 در این کتاب ، ما به آن جنبه زلزله مى پردازیم که مربوط به ماست و مى توانیم با تغییر اراده خود، آن را تغییر دهیم و آن اعمال ماست ؛ یعنى ما مى توانیم با ترک گناه ، جلوى زلزله را بگیریم .

 هدف از تالیف این کتاب ، تحلیل رابطه عمل انسان ها با حوداث طبیعى مخصوصا زلزله مى باشد. آرزو و امید نهایى ما این است که با توجه کامل مردم به این مطالب و آیات و روایات ، جامعه از گناه دورى جسته و براى همیشه از همه جلوه هاى عذاب و قهر الهى مصون و محفوظ گردد و به جلوه هاى رحمت خدا در دنیا و آخرت دست یابد.

 براى رسیدن به جامعه پر برکت و دور از غضب خدا و گناه مردم ، این کتاب را نوشته و به محضر امام زمان (عج ) حضرت بقیه الله هدیه مى کنم ، تا شاید ما هم اثرى در پاک سازى و آماده سازى جامعه براى ظهور امام زمان (عج ) و محو و ریشه کنى فساد و ظلم و گسترش عدالت و برکت داشته باشیم .

 

 ان شاء الله

 میرستار مهدیزاده

 

           

 

 

 

 

مقدمه

 هر از چندى شاهد وقوع زلزله اى تلخ در اقصا نقاط کشور و جهان هستیم . موقع بروز چنین حوادثى ، هر کسى به نوعى تحت تاثیر قرار مى گیرد و به دنبال انجام وظیفه اى مى رود که احساس مى کند بر او لازم است . عده اى در پى کمک رسانى به آسیب دیدگان مى روند، که البته کارى ضرورى و موقعیتى بزرگ در امتحان الهى است که فردى به کمک مسلمانى دیگر برود.

 برخى نیز در پى یافتن علل مادى زلزله و علل خرابى هاى ناشى از آن مى گردند و به فکر محکم کردن بناها افتاده و به بررسى نحوه ساختمان سازى مى پردازند.

 بدیهى است براى کسانى که به عالم غیب و خدا، و نیز به عمل و بازتاب آن معتقدند و مى دانند که خداوند، خشم و رضا داشته و قدرت ابراز آن را به هر نحوى دارد و ملاک خشم و رضاى او، فقط عمل بندگان است ؛ مسلما تنها بررسى عوامل طبیعى و مادى زلزله ، براى این معتقدان قانع کننده نیست ، بلکه منتظرند با علل حقیقى و فوق مادى زلزله نیز آشنا شوند تا آنها را رفع کنند.

 نیازى به استدلال نیست که زلزله عوامل معنوى دارد و علت حقیقى و اساسى تمامى گرفتاریها و حوادث تلخ براى بشر، گناه اوست ؛ این در مکتب قرآن ، اصلى استوار است و همه مسلمین کمابیش با این اصل آشنا هستند.

 براى اثبات این مطلب که زلزله و تمام بلایاى تلخ ، ریشه در کردارهاى تلخ و آلوده آدمى دارد، بر آستان قرآن و حدیث ، زانوى ادب مى ساییم و چراغ هدایت را از این درگاه فیض اقتباس مى نماییم .

فصل اول : گناه ؛ علت تمام گرفتارى ها

 قرآن کریم با عبارات گوناگون علت عذاب ، بلا و ناراحتى ها را گناه خود انسان معرفى کرده است . به نمونه اى از این آیات توجه مى کنیم :

 فکیف اذا اصابتهم مصیبه بما قدمت ایدیهم (1)

((چگونه است زمانى که مصیبت و گرفتارى آنها را دریابد؛ براى آنچه دستان خودشان پیش فرستاده است ؟))

 در این آیه شریفه ، ترکیب ((بما قدمت اءیدیهم )) به معنى اعمال و کرده هاى خود انسان است که قبل از خود آدمى ، به عالم ملکوت بالا مى رود و باعث نزول مصیبت مى گردد و مصیبت ، معنى عامى دارد که هر نوع گرفتارى و رنج و عذاب را شامل مى شود.

 قرآن کریم در آیه دیگر، کرده هاى دست انسان را عامل بد حالى و گرفتارى معرفى مى نماید:

 و ان تصبهم سیئه فبما قدمت ایدیهم ، اذا هم یقنطون (2)

((وقتى به مردم بدى و گرفتارى روى مى دهد، در اثر آنچه دستانشان مقدم داشته و پیش فرستاده است ، مى بینى که در آن هنگام مایوس ‍ مى گردند)).

 این آیه ، هم علت رخدادهاى بد را گناه معرفى مى نماید و هم از عکس ‍ العمل غلط مردم به هنگام مشاهده گرفتارى ، انتقاد مى کند؛ چرا که آنها به جاى تذکر و توبه و زارى و بازگشت و به درگاه الهى ، از خدا بیش تر دور مى شوند و از رحمت خدا و اصلاح خود ناامید مى گردند! بهتر است بدانیم که قرآن ، فلسفه نزول بلا، توبه و بازگشت مردم از گناه و سیره ناشایست قبلى معرفى شده است . گفتنى است که جمله فوق در قرآن کاربرد زیادى داشته و در حدود 10 مورد، همین مفهوم را مى رساند.

 جمله دیگر قرآن در بیان علت بودن گناه و کردار مردم براى بلایا، ((سیئات ما عملوا)) مى باشد.

 فاءصابهم سیئات ما عملوا و حاق بهم ما کانوا به یستهزئون (3)

((بدى هاى اعمالشان به آن ها رسید و آنچه را که استهزاء مى کردند، همان آنان را در بر گرفت )).

 یعنى همان وعده خداوند را که تکذیب مى کردند و باور نداشتند و به مسخره مى گرفتند، همان وعده الهى به وقوع پیوست و خداوند نتیجه اعمالشان را به آنان چشاند و قرآن بیش از 16 مورد با کلمه ((سیئه )) از رابطه مستقیم گناه و بلا پرده برداشته است .

 باز مى فرماید:

 و الذین ظلموا من هولاء سیصیبهم سیئات ما کسبوا(4)

((آن هایى که از اینان ظلم کردند، به زودى (در دنیا) بدى هاى آنچه را کسب کرده اند، به آنان خواهد رسید)).

 این آیه نیز تاکید دارد که حتما نتیجه ظلم در دنیا به شکل بلا به انسان اصابت خواهد کرد. در حدود 42 مورد، رابطه عذاب و جزا با گناه به وسیله همین کلمه ((کسب )) در قرآن بیان شده است .

 در آیاتى دیگر گناه را مستقیما عامل عذاب و بلا معرفى مى نماید:

 اءن لو نشاء اصبناهم بذنوبهم (5)

((اگر بخواهیم ، آنها را براى گناهانشان گرفتار مى کنیم .))

((و کلا اخذنا بذنبه (6)))

((همه هلاک شدگان را فقط براى گناهشان گرفتیم .))

 فاءعترفوا بذنبهم فسحقا لاصحاب السعیر(7)

((بعد از هلاک ، به گناه خود اعتراف کردند، پس کوبیده و دور باد اصحاب سعیر!))

 فکذبوه فعقروها فدمدم علیهم ربهم بذنبهم فسواها و لا یخاف عقبیها(8)

 قوم ثمود، حضرت صالح را تکذیب کردند و شتر را که معجزه حضرت صالح بود، کشتند و پروردگارشان نیز آنان را براى گناهشان زیر و رو کرد؛ به طورى که با خاک یکسان شدند و خداوند از عاقبت این کار هیچ هراسى نداشت )).

 در این آیه شریفه ، نه تنها گناه را علامت بلا، که علت زیر و رو شدن و زلزله قوم ثمود معرفى مى کند. بهترین آیه اى که کاملا ارتباط گناه را با زیر و رو شدن شهرها و زلزله (رجفه بیان شده در آیات دیگر) معرفى مى نماید، همین آیه آخر سوره شمس مى باشد. در آیات دیگر، عذاب قوم ثمود با رجفه (زلزله ) بیان شده ، پس زیر و رو شدن مورد نظر در این آیه ، همراه زلزله بوده است .

 آیاتى که گناه را علت مستقیم بلایا عنوان مى کنند، بسیار زیاد است که به همین چند مورد اکتفا مى کنیم .(9)

 قرآن کریم حتى زمینه بلا را، گناه معرفى مى نماید؛ به طورى که در صورت مشاهده گناه در جامعه ، باید متوجه شد که این وضع ، مقدمه و نشانه نزول عذاب مى باشد:

 و اذا اءردنا اءن نهلک قریة اءمرنا مترفیها ففسقوا فیها فحق علیها القول و دمرناها تدمیرا(10)

((وقتى بخواهیم شهرى (یا روستایى ) را هلاک گردانیم ، امر مى کنیم که ثروتمندان و بزرگان (اثرگذاران ) آن جامعه فسق و فجور انجام دهند، آنگاه عذاب بر آنها حتمى و حق خواهد گشت و آن را زیر و رو مى کنیم ؛ زیر و رو کردنى !)).

 جامعه ، با ارتکاب گناه و فساد، مستحق عذاب مى شود و خود را در معرض ‍ انواع عذاب ها و انتقام هاى الهى قرار مى دهد؛ و این راهى است که خود افراد جامعه با پیروى از بزرگان جامعه ، انتخاب نموده اند، و ((خداوند به کسى ظلم نمى کند(11))).

دلایل حدیثى

 مفضل مى گوید که امام صادق (علیه السلام ) فرمود:

((اى مفضل ! مبادا گناه کنى ، و شیعیان ما را از گناه گریزان ساز. به خدا قسم ! گناه به کسى ، زودتر از شما سرازیر نمى شود.

 همانا وقتى به یکى از شما امر ناگوارى از سلطان مى رسد، آن نیست مگر براى گناهانش ، و برخى دیگر نیز به بیمارى دچار مى گردند و آن نیز جز براى گناه نیست و یکى دیگر از شیعیان ما، رزقش حبس مى شود و این هم فقط به خاطر گناه است ، و براى دیگرى مرگ ، سخت مى گردد و آن نیست جز به علت گناه ، تا آن که افرادى که در اطراف او هستند، مى گویند: با مرگ غمگین شد.))

 وقتى امام ناراحتى مرا مشاهده کرد، فرمود:

((آیا مى دانى که این ها براى چیست ؟))

 عرض کردم : نمى دانم فدایت شوم . فرمود: ((آن ، به خدا قسم براى این است که شما در قبال گناهانتان در آخرت گرفتار نمى شوید و لذا عواقب گناه شما، زودتر در دنیا گریبانگیرتان مى گردد.)) (تا پاک شده ، از دنیا خارج گردید)(12)

 کتاب ((اربعماءة )) از امیر المومنین (علیه السلام ) نقل کرده که فرمود:

((کسى از شیعیان ما نیست که کارى انجام دهد که ما او را از انجام آن کار نهى کرده ایم ؛ مگر این که به بلایى مبتلا مى گردد تا گناهش پاک شود یا در مورد مالش ، یا فرزندش و یا در مورد خودش ، تا این که خدا را در حالى ملاقات کند که گناهى بر او نمانده باشد و گاه که گناهى بر او باقى مانده است ، مرگش سخت مى شود.)) (تا چیزى باقى نماند)(13)

 در این قسمت ، براى اثبات بیشتر رابطه گناه و بلا، حدیثى را ذکر مى نماییم . این حدیث ، نه تنها رابطه گناه و بلا را مشخص مى سازد، بلکه جالب این است که رابطه هر نوع گناهى را با بلایى خاص بیان مى نماید و این حدیث نمونه اى از احادیث زیاد در این زمینه است .

 امام باقر (علیه السلام ) از رسول خدا (صلى الله علیه و آله ) نقل کرده که فرمودند:

((پنج چیز است که اگر به آن ها گرفتار شدید، باید به خدا پناه ببرید. آنگاه فرمود: 1. زنا و روابط نامشرع ممکن نیست در میان جمعیتى آشکارا پدیدار گردد، مگر این که ، طاعون و بیمارى هاى بى سابقه (مثل ایدز) در میانشان شیوع پیدا کند؛ 2. و پیمانه و وزن را نکاهند (کم فروشى و کم کارى در مقابل مزد)، مگر این که ، مبتلا به خشکسالى و سختى زندگى (معیشت تنگ ) و ظلم و جور زمامداران گردند؛ 3. و از اداى زکات سرباز نزنند، جز این که از باران محروم گردند، به طورى که اگر حیوانات نباشند، هرگز بر ایشان نبارد؛ 4. و عهد و پیمان را نشکنند (که راى دادن یکى از مصادیق عهد و پیمان در زمان ما مى باشد)، مگر این که ، خدا دشمنانشان را بر آنها مسلط سازد که پاره اى از آنچه در دست دارند، از آنها بگیرند؛ 5. و در قضاوت و داورى بر خلاف حکم خدا حکمى نکنند (با رشوه یا به علت گرایش هاى سیاسى و فامیلى و پارتى و غیره )، مگر این که خداوند درگیرى و کارزار را در میانشان افکند.(14)))

 چنانچه ملاحظه فرمودید، در این حدیث شریف ، علل هر کدام از بلایا، گناهى بخصوص معرفى شده است .

 روایتى دیگر از پیامبر (صلى الله علیه و آله ) نقل شده است که فرمودند:

((وقتى خدا بر قومى غضب کند، ولى عذاب بر آنان نازل نکند (که هلاکشان سازد)، در آن صورت نرخ (اجناسشان ) بالا رود و عمرهایشان کوتاه شود و تجارتهایشان سود ندهد و میوه هایشان سالم نگردد و آب هایشان زلال و گوارا نباشد و باران از آنان باز داشته شود و اشرار بر آنان مسلط شوند.(15 )

 هیثم بن واقد از امام صادق (علیه السلام ) نقل کرده که فرمودند:

(( خداوند